عشق عطری نیست که روزی به آن آغشته شوی و کم کم یا ناگهان تو را ترک کند و از
رایحه اش تهی شوی
عشق را که مال خودت کنی ابدی خواهی شد
رسم عاشقی که شد قانون بودنت فرقی نمی کند که بخندی یا گریه کنی سلولهای تو سرازیر به سمت زندگی باشند یا مصمـم به ترک زمین
عشق که در تو جوانه بزند مرگ را به بازی می گیری
عاشق که باشی عاشقی خاصیت روح توست و عشق تنها دلیلی که بی نهایت را در تو اثبات
می کند
عشق احساسی نیست که در تو ریشه کند و شاید شاید شاید روزی در تو بخشکد
عاشق که باشی زیبا هستی و زیبایی را می فهمی
می فهمی که زمین و آسمان موسیقی نفس هایت را دوست دارند
به کلیشه های زمینی مرگ و زندگی و غم و شادی تن نمی دهی
با عشق تمام سلولهای تو میرقصند از فرط سبکبالی
و تو گاه می مانی
و گاه میروی
گاه زندگی را
و گاه مرگ را
بازی می کنی تا عاشقی کنی
عاشقی رسم خوبیست
و خدا برای تو هر شب کهکشانی تازه می آفریند تا عشق را در تو جشن بگیرد
سلام
دوستان عزیزم
این روزهایم به عطر دعا های شما آغشته است محبت قلب های پاکی که تنها خدا می تواند مرا لایقشان کند
مدتیست که مجال آن نیست که به خانه های پر از شعر و شیرینی شما بیایم نفسی تازه کنم شعر و شربت بنوشم کمی تعارف کنیم و سرشار از لبخند های زیبایتان به خانه باز گردم
نبودن های پرر نگم را به بودن های کمرنگم و بزرگواری قلب های شما می سپارم
محبت های شما را می خوانم و قلبم بی قرار دیدارتان می شود
آمده ام تا بگویم به اشک و لحظه سوگند دوستتان دارم و در حافظه فروغ کم سوی این روزگارم مثل ستاره ها می درخشید و می تابید
خدای مهربان را برای این سهم قشنگ از دل های شما شکر می گویم کاش لایق آن شوم که در دعاهایتان یادم کنید که از همیشه بیشتر محتاجم ...
************************************
من از دو دستِ تو جدا ...دوباره گریه می کنم
و یک قدم به انتها... دوباره گریه می کنم
نگاه تارِ تو به من، میانِ بُهتِ قاب عکس
بدون اشک و بی صدا دوباره گریه می کنم
تُرا گواه می شوند تمامِ واژه هایِ خیس
و سر به روی ِ آیه ها دوباره گریه می کنم
تُرا مرور می کنم به چشمهات می رسم
و روی ِ شانه یِ خدا دوباره گریه می کنم
دوباره سقط می شوی دوباره درد می کشم
در این تسلسل ِ عزا دوباره گریه می کنم
غزل بهانه می شود برای بغض ِ خسته ام
ردیف های تشنه را دوباره گریه می کنم
.
.
.
شبیه عشق می شوم شبیه خنده های تو
بر استجابتِ دُعا دوباره گریه می کنم
***********************************
تقدیم به او که عشق را به من هدیه داد...
فروغ حیدری -فروردین 1391



